امتحانات به خیر و خوشی تمام شدند.سال تحصیلی فشرده و تقریبا سنگینی بود ولی به هر حال تمام شد.هوا این روزها هم کلی گرم و آفتابی هستش و ما در حال آماده شدن برای رفتن به دیار خوبان هستیم .چمدونهامون توی هال ولو هستند و سوغاتی ها هم خریداری شدند.دخترک هم منو دیوانه کرد از بس ازم میپرسه پی کی مییم(میریم)اییان(ایران). وقتی هم جوابشو میدم که کمی دیگه باید صبر کنه تا روزش برسه، میگه: نهههههههه من الان میخوام به یم(برم) ،مامان بیا الان بییییییم(بریم).
تاتا هم حال و روز خوبی نداره و از الان دلتنگ شده و وقتهایی که بیرون است با تلفن زدنهای لحظه به لحظه اش و گاها بی دلیلش ما رو محاصره میکنه.
به مناسبت پایان امتحانات و خداحافظی با خوردن غذاهای تکراری رستورانهای شهرمون که توی مدت امتحاناتم حسابی با سفارشاتم بهشون حال دادم (وکلی پول بی زبون)،یک قلیه ماهی مشتی اصل جنوبی پختیدم (جای همه دوستداران قلیه ماهی سبز)و از شرمندگی شکمم در آمدم،و این دوست گل و مهربونم با هر لقمه خوردن میامد توی نظرم ،جات سبز مهشید جونم کاشکی بودی و اون بوی معجون سیر و پیاز و گشنیز و تمر هند را با هم میبلعیدیم.
به احتمال زیاد این جا تا حدود دو ماه آپ نخواهد شد.
براتون تابستان گرم و پر خاطره و تعطیلات باب دلتون را آرزو دارم.
سلامت و خوش باشید.