مریض شدن ورونیکا و امتحانات من و مریض شدن من خوب شدن ما و مریض شدن تاتا و دوباره عطسه های وقت و بیوقت ورونیکا ،کلاسهای من ،سر کار رفتن و بیش از یک هفته نرفتن ورونیکا به مهد کودک و بدو بدو روزها را دوره کردن.شده موضوع تکراری ما.
.......................................................................................
هوا عالی شده و فراوانی آفتاب، روزهای قشنگ بهاری با سبزه و چمن هایی که بوی تر و تازهشون همه جا رو پر کردند و گلهای وحشی و خودروی زرد رنگی که از لابه لای سبزه ها، جوانی وتازه گی خودشونو به رخ ما میکشند .شکوفه هاییی که لباس بهاره درختان شدند ....
بهار و تابستان اینجا را خیلی دوست دارم .پر ه از لذت و شوق زندگی و زنده بودن .
سال نو همه دوستان و همه فارسی زبانان مبارک باد.
امیدوارم که سال خوبی رو پیش رو داشته باشید و همیشه شاد و موفق باشید.
امسال من سال را در فضایی و حال و هوایی کاملا زمستانی تحویل کردم .از پنجره بیرون و نگاه کردم دیدم لبالب برف نشسته توی بالکن خونه پر از برف شده بود .اصلا حال و هوای بهاری وجود نداشت از اون طرف هم هر کاری کردم دخترک از خواب بیدار نشد و دیدم داره میره روی کانال نق نق و گریه که از خیر بیدار کردنش گذشتم تاتا هم که رفت سر کار .خلاصه من موندم و حوضم و تحویل سالی که شکل همه چیز بود به جزءتحویل سال.ناهار عید هم تنهایی نوش جونم شد و بعد هم کمی بزن و برقص و عکس وفیلم با دخترک و تلفن صحبت کردن.
دخترک کلی با ماهی ها حال میکنه همینطور با شکلاتها و آجیلها از صبح تا حالا از میز آویزونه.
این و این باز هم از سفره هفت سین و ورونیکا.
عید نوروز و برف در لهستان.